خرید بک لینک

حالا که شام رو درست کرده ام و ظرف ها رو شستم، پشت میز آشپزخانه نشسته ام. پلی لیست همیشگی فضای خونه رو پر کرده. بوی غذای محبوبم توی هوا میرقصد. از بین فیلم های چارلی کافمن، یکی رو انتخاب میکنم که موقع شام ببینمش. چای ماسالای دم کشیده رو روی میز میزارم. موهام رو باز میکنم. یه سلفی از خودم میگیرم. به خودم نگاه میکنم. به این آرامش، این ثبات، این گذر از طوفان های احساسات. یه قلپ چایی مینوشم. سال پیش این موقع تصورشم نمیکردم که به اینجا برسم. روزهای تلخ و پر از تنش رو یکی یکی پشت سر گذاشتم. عمق درد یک آدم درونگرا رو جز خودش، هیچکس متوجه نمیشه. گریه نکردم، دعوا نکردم، فقط سکوت کردم و عمق درد تا استخوان رسید. به خودم نگاه میکنم. به این امیلی. به این دختر زیبا. به این دختری که بدون کمک هیچکس؛ دشواری ها رو هضم کرد، کمبودها رو درک کرد، درد رو التیام داد، انتخاب کرد و محکم ایستاد. آهای امیلی! من مفتخرم بهت. من مفهوم مغرورم تعریف بهت دختر.

برچسب: نویسنده: باربد شاکری تاريخ: چهارشنبه 28 آذر 1397 ساعت: 15:44

صفحه بندی